يكشنبه 2 مهر 1396 - 12:00
جدال ایدئولوژیک بین گروه‌های تکفیری
اختلاف ایدئولوژیکی بین سلفی ـ جهادی‌ها و نوتکفیری‌ها باعث بروز یک منازعۀ قدرت شده است که هر گروه می‌کوشد تا جهان‌بینی خود را بر کل جماعت سلفی تحمیل کند.
ارسال زمانبندی شده: 
چهارشنبه, 25 اسفند, 1395 - 19:00

به گزارش عمارنامه، یادداشت پیش روی، از باب تفاوت ایدئولوژیک در مسائل مختلف، جریان سلفیت جهادی را با جریان نوظهور یعنی سلفیت تکفیری را موردبحث و بررسی قرار می‌دهد.

شکل‌گیری سلفی-جهادی؛سلفی-تکفیری:

جان کلام همه نامه‌نگاری‌های مقدسی به زرقاوی این بود که زرقاوی از محدوده‌های جهاد مشروع فراتر رفته است و گام در مسیر انحراف و افراط گذاشته که مخالف مبانی و ارزش‌های سنت است. زرقاوی در واکنش به این نامه از توبیخ اصلی مقدسی در یک پیام صوتی که در جولای ۲۰۰۵ در وبگاه‌های اسلام‌گرا گذاشته شد، آشکارا با مقدسی به مخالفت پرداخت و انتقادش نسبت به سیاست‌های مجاهدین در عراق را رد کرد. وی با نقل از منابع اسلامی استدلال کرد که اگر مسلمین غیرنظامی یا نامسلمین به هر نحوی به دشمن کمک کنند، حمله به آن‌ها موجه است، و اینکه کشتن شهروندان عادی شیعی مجاز است؛ زیرا مرتدانی هم‌پیمان با صلیبی‌ها هستند. این نگاه‌ها به برداشت‌های مختلف از دین نشان داد که رسیدن به راه میانه امکان‌پذیر نیست.

درنهایت در چالش بین این دو نگاه، زرقاوی توانست وجه برتری به دست آورد. در سال 2006 زرقاوی مرد. تا سال 2008 چندان اطلاعاتی قابل موثق در وبگاه‌های اسلام‌گرایان تندرو نیست، تا اینکه در سال  2008 این شکاف به‌صورت روشن خودش را نشان داد و پیروان سلفیت به دو جریان سلفی-جهادی و جریان سلفی-تکفیری تقسیم شد. مقدسی و هم‌مسلکانش در اولین اقدام علیه گروه‌های تندرو و نوتکفیری اعلامیه‌ای با عنوان« عنوان «ردّ بر حزب گمراه، افراط‌گرایان نوتکفیری و عقاید منحرف آن‌ها»صادر کردند.این بیانیه با یک تحذیر روشن خطاب به سلفی ـ جهادی‌ها که با «[نوتکفیری‌ها] نشست‌وبرخاست یا دوستی نکنند»، و با یک حکم پایان می‌یابد که «مانع از آن شوند که این گروه انحرافی در فروم‌های اینترنت بنویسد و اشتباهات خود را منتشر سازد. در مقابل نوتکفیری‌ها شروع به نکوهش سلفی-جهادی بخصوص مقدسی کردند. درنهایت در سال ۲۰۰۹ سلفی ـ جهادی‌ها و سلفی ـ تکفیری‌ها به دو جنبش مستقل تبدیل‌شده بودند که دیدگاه‌های متفاوتی در باب مسائل اصلی عقیدتی، و برداشت‌های مستقلی از مبنای مرجعیت مشروع دینی داشتند.

اختلافات عقیدتی جهادی‌ها با تکفیری‌ها:

بررسی نوع نگاه این دو جریان به اصول اعتقادی نشان می‌دهد که آن‌ها اختلافات جدی در مسائل دینی و مسائل اجتماعی و اخلاقی داشته‌اند که در ادامه به برخی از این مباحث اشاره می‌کنیم که تفصیل آن‌ها مجال دیگری می‌طلبد:

ملاک ارتداد چیست؟

مسئله کفر و ارتداد مسئله جدیدی در این مقطع از تاریخ مسلمانان نیست. این موضوع ریشه در دوره اموی دارد. همان دوره‌ای جریان‌های افراطی نظیر خوارج بازتولید شد. این موضوع و مصادیق آن‌یک بار دیگر به‌عنوان یک چالش عقیدتی مطرح گردید. از منظر فقهای اهل سنت، ایمان یک مسئلۀ قلبی است، از طریق تصدیق محرز می‌گردد و مشروط به تعهد فرد در عمل دینی نیست. در مقابل، سلفی‌ها می‌گویند که ایمان از طریق نیّت، تصدیق و عمل محرز می‌گردد.برداشت نوتکفیری‌ها در این مسئله تفاوت فاحشی با دیگر آراء اهل سنت و سلفی‌ها دارد. آن‌ها بر این باورند که اگر یک مرد مسلمانی ریشش را بتراشد، لباس‌های غربی بپوشد یا به هر نحوی از کافران تقلید کند، می‌توان او را مرتد خواند که در این صورت جان و مالش حلال می‌گردد. در مقابل این نگاه، بسیاری از بزرگان سلفی-جهادی اعلامیه‌های صادر کرده و فتوا داده‌اند که این ادله هاف گواه محکمه‌پسندی برای ارتداد فردی یا افرادی در جامعه اسلامی نیست.

منزلت شهروندان در دار الکفر الطارئ:

هر دو جریان سلفی ـ جهادی‌ها و نوتکفیری‌ها بر این اعتقاد هستند که اگر فرض را بر این بگذاریم که در کشوری شریعت حاکم است، تصورمان این است که همۀ شهروندان مسلمان‌اند مگر اینکه رفتار یا ظاهرشان خلاف آن را نشان دهد. اما درباره منزلت شهروندان در «دار الکفر الطارئ» بین جریان سلفی-جهادی با سلفی-تکفیری اختلاف است. منظور از دار الکفر الطارئ کشور مسلمانی است که زمانی شریعت در آن رواج داشت، ولی دیگر شریعت کاملاً و منحصراً در آن اجرا نمی‌شود. در این خصوص، سلفی ـ جهادی‌ها چنین کشورهایی را «دیار مُرکّبه» (سرزمین‌هایی با وضع ترکیبی دارند) می‌دانند که نشانه‌های ارتداد در آن‌ها نمودار می‌شود، ولی شهروندهای آن هنوز مسلمان دانسته می‌شوند. برخورد با این افراد همانند افراد جامعه مسلمان است مگر اینکه رفتار خلافی از آن‌ها مشاهده شود.در مقابل، سلفی-تکفیری‌ها، شهروندان این جامعه را کافر می‌دانند که باید همانند کافران با آن‌ها برخورد شود.

شرایط تکفیر:

سلفی ـ جهادی‌ها مفهوم تکفیر دسته‌جمعی را نمی‌پذیرند آن‌ها معتقدند این درست نیست که تکفیر جمعی اعلام کرد بلکه تکفیر علیه فردی یا افرادی صورت می‌گیرد که آن فرد یا افراد علاوه بر تخلف صورت گرفته، فرد متهم باید بالغ باشد، عمدی بودن جرم ثابت شود، مجرم از گناه بودن جرمش آگاهی داشته باشد. در مقابل، نوتکفیری‌ها اعلام تکفیر گسترده علیه کل گروه‌های مردم را جایز می‌دانند.

بیعت با امام حقیقی:

نوع برداشت سلفی ـ جهادی‌ها و نوتکفیری‌ها از این حدیث نبوی «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَهً جاهِلِیَّهً». نیز با یکدیگر تفاوت می‌کند. نوتکفیری‌ها و جهادی‌ها هر دو تعبیر «میته الجاهلیه» را به معنای مردن در حالت کفر می‌دانند؛آن‌ها می‌گویند هر مسلمانی که با امامی بیعت نکند، مرتد است. نکته کلیدی در این موضوع این است که امام مشروع کیست و از چه کسی باید به‌عنوان امام فرمان‌برداری کرد.

 نوتکفیری‌ها معتقدند که در عصری یک امام مشروع وجود دارد و دیگران باید از این امام پیروی کنند. آن‌ها خود را جماعه الحق معروفی می‌کنند ازاین‌رو امام خود را نیز تنها امام مشروع در زمان می‌دانند که دیگر مسلمانان باید از آن امام اطاعت کنند در غیر این صورت مرتد خواهند بود. در مقابل، سلفی ـ جهادی‌ها معتقدند که همواره در هر زمان بیش از یک امام  وجود دارد، و اینکه یک مسلمان می‌تواند از روی انتخابش با آن امام تا زمانی بیعت کند که آن امام پیرو راهی باشد که آن را درست می‌دانند. این مسئله یکی از چالشی‌ترین اختلافات پیش روی سلفی‌های جهادی با سلفی‌های تکفیری است که عملاً آن‌ها را در دنیای امروزی درصحنه‌های مختلف نبرد روی درروی هم قرار می‌دهد که نمودهای عینی این مسئله در عراق بخصوص سوریه بین گروه‌های مختلف جهادی خود را نشان می‌دهد.

تفاوت قوانین اجرایی با ذاتی:

هر دو گروه سلفی جهادی و سلفی تکفیری، هر قانونی که مخالف قرآن و سنت باشد را رد می‌کنند؛ قوانینی مانند منع چندهمسری یا جواز ربا.نوشته‌های سلفی ـ جهادی‌ها نوتکفیری‌ها را متهم می‌کنند به منع مسلمین از پیروی هر قانونی که حاکمی مرتد وضع کرده است، ازجمله قوانینی که تضادی با قرآن و سنت ندارند.

جهاد علیه دشمنان:

سلفی ـ جهادی‌ها جهاد را در دو قالب تعریف می‌کنند.جهاد علیه مرتدان که بدان دشمن نزدیک می‌گویند و جهاد علیه کافران که بدان دشمن دور می‌گویند. جهاد با هر دو گروه را یکسان برای مسلمانان امروزی واجب می‌دانند در مقابل، نوتکفیری‌ها معتقدند که تنها جهاد جایز نزاع نظامی علیه مرتدان معاصر است. طبق نظر آن‌ها، در غیبت یک سرزمین اسلامی (سرزمینی که کاملاً و منحصراً تحت حکومت شریعت اسلامی باشد) جهاد علیه کافران حرام است و مسلمانان باید همت خود را بر خلع حاکمان مرتد مسلمان بگمارند.

ابو مریم الکویتی(یک نوتکفیری) موضع نوتکفیری‌های معاصر را به‌دقت شرح می‌دهد:«دفع متجاوز [کافر برای جلوگیری از آسیب وی] به قداست دین و شرف مردم، تکلیف زمانی است که سرزمینی اسلامی وجود دارد که در آن مسلمانان مطابق شریعت الهی فرمان می‌رانند. اگر کافران بکوشند سرزمین‌های اسلامی را فتح کنند، بر کسانی که در سرزمین اسلامی هستند واجب می‌شود که به‌غایت بکوشند تا کافران را سرکوب کنند. ابو مریم معتقد است هنگامی‌که کافران سرزمین اسلام  را در کنترل دارند و قوانین کفرآمیز خود را اجرا می‌کنند دیگر الزام به جنگ با کفار متجاوز جایز نیست؛ زیرا در این وضع آن سرزمین نه سرزمین اسلام، بلکه سرزمین کفر است. ابو مریم که مسلح به این استنباط بود، می‌خواست القاعده را به دلیل جهاد علیه کافران درزمانی به‌نقد گیرد که ‌باید علیه مرتدان بجنگند.

سرنوشت گناهکاران:

جایگاه گناهکاران و یا سرنوشت آن‌ها، یکی دیگر از مسائل چالشی بین فرقه‌های مختلف اسلامی در ادوار مختلف بوده است. در این خصوص، نوتکفیری‌ها بر این باورند؛ کسانی که مرتکب گناه کبیره می‌شوند و کسانی که بدون توبه از گناهان خود می‌میرند، مرتدانی هستند که محکوم‌به آتش ابدی‌اند.  در مقابل، سلفی ـ جهادی‌ها دیدگاه معتدل‌تری دارند و بر این باورند که این گناهکاران، برخلاف مرتدان، ممکن است به اراده خداوند و بعد از مدت مقرری از جهنم رهایی یابند.

در جمع‌بندی از مباحث فوق باید گفت که اختلاف ایدئولوژیکی بین سلفی ـ جهادی‌ها و نوتکفیری‌ها باعث بروز یک منازعۀ قدرت شده است که هر گروه می‌کوشد تا جهان‌بینی خود را بر کل جماعت سلفی تحمیل کند. نمایندگان هر دو پایگاه مدعی داشتن مرجعیت در تفسیر انحصاری شریعت دینی هستند، ولی هرکدام مفهوم بسیار متفاوتی از مرجعیت را شرح و بسط دادند.

 منبع: فرهنگ

 

 

 

 

دیدگاه جدیدی بگذارید

پیوند خود را برای انعکاس معرفی کنید

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
^
>