کشتار شیعیان افغانستان
تعدادی از افغان هایی که موفق به فرار شدند اوضاع این شهر را اینگونه تشریح می کنند: شمار دقیق شهدا ۵۲ نفر بوده و چنان سلاخی شده‎اند که حتی ما شهدای خود را نشناختیم.
ارسال زمانبندی شده: 
پنجشنبه, 19 مرداد, 1396 - 11:17

به گزارش عمارنامه، ساعاتي از سفر پنهاني رئيس سازمان جاسوسي امريکا(سيا) به افغانستان نگذشته بود که رسانه‌ها خبر از يک فاجعه ديگر در افغانستان دادند.


14 مرداد ماه طالبان با حمله به منطقه میرزا اولنگ شهرستان صیاد ولایت سرپل بیش از 50 غیر نظامی را از خانه‌ها بیرون برده و به صورت گروهی تیرباران کردند.

پس از آنکه شبه‌نظامیان بر منطقه میرزا اولنگ مسلط شدند بیش از 50 غیرنظامی را به صورت گروهی تیرباران کردند که به نحوی خطرناک‌ترین و اسفبارترین کشتار عمومی طی 16 سال اخیر در افغانستان است.شبه‌نظامیان در منطقه تازه تسخیر شده خود با خیال راحت هر نوع فعالیتی که خواستند را انجام دادند.

آقای امانی سخنگوی والی سرپل گفته که مهاجمان پس از ورود به این منطقه، غیرنظامیان را از خانه‌های خود بیرون کردند، برخی را سلاخی کردند، بعضی را سربریدند، شماری دیگر را از کوه‌ها به زیر انداختند و عده‌ای دیگر را به گلوله بستند. وی افزود که اجساد قربانیان هنوز هم در محل باقی مانده و شورشیان اجازه دفن آنها را نمی دهند.

استاندار سرپل نیز گفته است: بر اثر درگیری چند روز آخر بیش از ۶۰۰ خانواده آواره شده اند. تعدادی از افغان هایی که موفق به فرار از کشتارگاه عناصر تکفیری در میرزا اولنگ شده و به سرپل رسیده اند، مشاهدات خود در مورد اوضاع این شهر را اینگونه تشریح می کنند: "شمار دقیق شهدا ۵۲ نفر بوده و چنان سلاخی شده‎اند که حتی ما شهدای خود را نشناختیم.

این نوع برخورد شنیع و آزاردهنده عناصر تکفیری و وهابی در همه جوامع و بلاد اسلامی جریان دارد؛ در عربستان تانک‌های سعودی در روز روشن و در شرایطی که رسانه‌های مجازی وقایع ریز و درشت را به گوش همه می‌رسانند، سقف خانه‌ها را روی کودکان به خواب رفته ساکن «قطیف» و «عوامیه» ویران می‌کنند.

در یمن علاوه بر کشتار روزانه زنان و کودکان، ویروس‌های وبا و مننژیت به طرز مشکوک و هدفمند، شیوع داده می‌شود و جان صدها کودک و بزرگسال را می‌گیرد و میلیون‌ها نفر دیگر را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.
در عراق و سوریه نیز ما همه روزه شاهد هستیم که تروریست‌های هزار چهره (آمریکای جنایتکار) در جنگ نیابتی خود، چه بر سر مردم مظلوم این دو کشور آورده و می‌آورند.

آنچه در اين روستا و بر مردم شيعه و هزاره آن رخ داده، حاكي از يك جنايت جنگي تمام‌عيار و نسل‌كشي در اين منطقه است كه در ادامه حملات دنباله‌دار سه سال اخير بر شيعيان افغانستان صورت مي‌گيرد كه به گفته رئيس‌جمهوري اين كشور، حاكي از يك رويكرد جديد جنگي مخالفان مسلح است.

گزارش‌هاي محلي حاكي است حمله‌كنندگان به روستاي ميرزا اولنگ، لباس‌ها و پرچم‌هاي سفيد و سياه داشته‌اند كه بيانگر حضور و هماهنگي دو گروه طالبان و داعش در اين حمله و جنايات صورت گرفته است. بر اساس گزارش روزنامه نيويورك تايمز، در اين حمله مشترك، طالبان به رهبري ملا نادر و داعش به رهبري شيرمحمد غضنفر شركت داشته‌اند، اما سخنگوي طالبان با رد هماهنگي ميان داعش و طالبان، گفته است كه ملا غضنفر، فرمانده برجسته اين گروه است. با وجود اين ادعاي طالبان، منابع محلي از ملا غضنفر به عنوان يك فرمانده داعش نام مي‌برند.



*تعليق معنادار امريکا در اعلام استراتژي

ترامپ درباره تغيير استراتژي نظامي امريکا در افغانستان «سؤال‌هاي سختي» مي‌پرسد. اين توجيهي است که دولت امريکا در مواجهه با تعلل مبهم خود در اعلام استراتژي جديد آورده است، اما کارشناسان معتقدند اين تنها بهانه‌اي براي فضا دادن به طالبان و داعش به عمليات بيشتر در افغانستان است تا زمينه افزايش نيرو‌هاي نظامي امريکا در افغانستان فراهم شود.

رکس تيلرسون، وزير خارجه امريکا گفته که دونالد ترامپ، رئيس‌جمهوري نمي‌خواهد استراتژي نظامي کشورش در افغانستان مانند گذشته به پيش برده شود. 

براساس اين استراتژي، نظاميان امريکايي در مأموريت‌هاي رزمي عليه آنها شرکت نمي‌کنند.  اما اگر استراتژي نظامي امريکا تغيير کند، ممکن است تعريف مبارزه با تروريسم در افغانستان تغيير کند و از سوي ديگر، اعمال فشار بر کشورهاي همسايه براي پايان جنگ در افغانستان هم افزايش يابد.

*چند نکته مهم درباره جنایت میرزا اولنگ

در بخشی از یادداشت سيدعباس حسيني در روزنامه جوان نیز آمده است:
ابتدا اينكه در طول ماه‌هاي گذشته گزارش‌هاي متعددي از حضور و فعاليت گروه داعش در شهرستان «صياد» استان سرپل منتشر شده و شخص استاندار و مقام‌هاي امنيتي اين استان آن را تأييد كرده بودند اما هيچ توجهي به خواست اين مقام‌ها و همچنين براي برخورد با هسته‌هاي داعش و همچنان طالبان نشد تا اينكه فاجعه رخ داد. هنگام حمله به ميرزا اولنگ نيز نيروهاي محلي خواستار حمايت هوايي و كمك زميني شدند، اما هيچ كمكي صورت نگرفت.

نكته دوم اينكه در برخي موارد، رويدادهايي به خصوص در ولايت سرپل وجود داشته كه حكومت مركزي و نيروهاي خارجي چندان علاقه‌اي براي كمك به گروه‌هاي قومي ـ مذهبي به خصوص شيعيان افغانستان نداشته‌اند. استان سرپل سال گذشته شاهد حمله گسترده طالبان بر شهرستان «سانچارك» بود اما به دليل اينكه مردم روستاهايي كه مورد حمله قرار گرفته بودند شيعه بودند، در كمك‌رساني تعلل و تأخير صورت گرفت و تلفات بيشتري برجاي ماند.

متأسفانه بايد گفت كه همزمان با افزايش حملات بر شيعيان افغانستان، انديشه‌هاي تكفيري نيز عليه آنها ترويج و گسترش يافته است. در اين بين، فشارهايي بر رهبران قومي ـ مذهبي شيعيان افغانستان وجود دارد كه به خاطر آنچه وحدت ملي مي‌خوانند، اين گونه رويدادها را به عنوان رويداد قومي ـ مذهبي برجسته نكنند.

 از طرف ديگر، اصل حمله به شيعيان افغانستان در رسانه‌هاي داخلي اين كشور نيز بازتاب اندكي داشته است. نكته ديگر اينكه امريكا در پشت پرده گسترش حضور و فعاليت داعش در شمال افغانستان قرار دارد.

حكومت افغانستان نيز به دنبال ناديده گرفتن فعاليت‌هاي مشكوك در حمايت و انتقال داعش، در اين مسئله شريك است. از سال گذشته به اين سو هشدارهاي جدي در مورد جابه‌جايي داعش در شمال افغانستان داده شده است.

در اين مناطق، برخي پروازهاي مشكوك بالگردهاي خارجي گزارش شده است. روسيه نيز نسبت به اين تحركات در نزديكي مرزهاي كشورهاي آسياي مركزي بارها ابراز نگراني كرده و حتي نسبت به مداخله نظامي هشدار داده است.

*انفعال دستگاه دیپلماسی تا کجا؟

روزنامه کیهان نیز طی گزارشی نوشته است: در چنین شرایطی که سرزمین اسلامی با خون مسلمانان و اقلیت‌های بی‌گناه رنگین شده، جامعه جهانی در انفعال به سر می‌برد و این انفعال نیز متأسفانه، تا دستگاه دیپلماسی کشورمان نیز امتداد می‌یابد و از شخص آقای «محمدجواد ظریف» وزیر محترم خارجه انتظار می‌رود به جای اینکه فقط روی مذاکره هسته‌ای و سفر «موگرینی» و این دست مسائل متمرکز شود، قدری جدی‌تر با مسائل دنیای اسلام برخورد کند و نسبت به خون شیعیان مظلوم عوامیه و میرزا اولنگ و شهرهای پاکستان و بحرین و یمن حساسیت بیشتری از خود نشان دهد و به جای انفعال، از همه ابزارهای دیپلماتیک برای پایان دادن به این جنایات استفاده کند. آقای ظریف می‌توانند با اعزام هیئتی به کشورهای همسایه از ظرفیت موجود در منطقه برای متوقف کردن این جنایات وحشتناک استفاده کند.

پشت سر همه این جنایات، فقط یک جلاد (آمریکا) قرار دارد و طالبان، داعش، جبهه النصره، آل‌سعود، اسرائیل و احرارالشام چهره‌های مختلف این جلاد هستند.

*داعشی‌های وطنی!

اما، افسوس که برخی جریان‌های داخلی نیز با اینکه می‌دانند در منطقه چه خبر است، تلاش می‌کنند نعل وارونه بزنند و راه را گم کنند.

به عنوان مثال، دیروز یک روزنامه زنجیره‌ای مدعی اصلاحات طی گزارشی درباره جنگ داخلی (و البته تحمیلی) شش ساله سوریه نوشت، وقتی ناآرامی در سوریه شروع شد (سال ۲۰۱۱)، جامعه به دو بخش خیر (مخالفان دولت) و شر (بشار اسد) تقسیم شده بود! اما با گذشت زمان، هر دو جبهه تبدیل به «شر» شده‌اند! به عبارت دیگر، هم نیروهای دولتی، هم مقاومت، هم مدافعان حرم و هم داعش و تکفیری‌ها، همه شر هستند! همان‌طور که می‌بینیم، نویسنده مطلب با کنار هم قراردادن داعش و مقاومت، تلاش می‌کند به نوعی از عناصر بدنام داعش اعاده حیثیت کند! و آنها را از حضیض ذلت، بالا بکشد.

این روزنامه با درج چنین مقاله‌ای، در واقع قصد دارد از همان جلاد اصلی مسلمانان، یعنی آمریکای جنایتکار اعاده حیثیت کند. آمریکایی که در افغانستان و عربستان و دیگر جوامع اسلامی مسلمان‌کشی و شیعه‌کشی راه انداخته و معلوم نیست که این کشتار را تا کجا می‌خواهد ادامه بدهد.

آیا تروریست‌های داعش همان‌هایی نیستند که همین ماه رمضان هموطنان ما را با زبان روزه به شهادت رسانده‌اند؟! آیا باید از این جنایتکاران که هموطنان ما را با چراغ سبز آمریکا و با هدایت عربستان می‌کشند، اعاده حیثیت کرد؟

اگر در سوریه و عراق و یمن، مقابل داعش نمی‌ایستادیم، تردید نکنید آنچه در افغانستان و یمن و... جاری است، امروز در ایران عزیزمان جریان داشت.

*شارلی ابدو

ماجرا وقتی غم‌انگیزتر می‌شود که یادآوری کنیم، وقتی همین تروریست‌های وحشی به ساختمان مجله «شارلی ابدو» در پاریس حمله کرده و ۱۲ نفر را کشتند، برخی در کشورمان، مقابل سفارت فرانسه شمع روشن کردند و عزا گرفتند. همین جریان اما، به انحای مختلف در حال تخطئه مقاومت و مدافعان حرم هستند. رزمندگانی که با مبارزه با تروریست‌های تکفیری، از امنیت همین غربزدگان وطن‌فروش دفاع می‌کنند.

ای کاش مسئولین دولتی نیز پیامی در محکومیت این جنایت، ولو به شکل توئیتری منتشر می‌کردند و نشان می‌دادند، به اندازه آن ۱۲ کشته فرانسوی، برای این ۲۰۰ شهید ارزش قائلند. ای کاش برای این شهدا نیز شمعی روشن می‌کردند!

 منبع: جهان

 

 

 

 

دیدگاه‌ها

حقیت فاجعه را هر چند هم تلخ است باید پذیرفت --- تا زمانی که دین شناسان ما با تن دادن به مسئولیت خطیر خود به آگاه سازی مردم پاک دل مذهب دوست با کمک شناختهای قرآنی ، فرهنگ دین داری اصیل این کتاب هدایت آسمانی را به این مردم نشناسانند و تا زمانی که دین و مذهب مردم همیشه قربانی من در آوردیهای منسوب به این دین و مذهب می شوند و تا وقتی که ما در مقابل فاجعه ی دیرینه ی رخنه ی من در آوردیها در دین و مذهب بی تفاوت می نشینیم ما خود نیز برای داعشیان و سایر تروریستهای تکفیری از خدا بی خبر ددمنش ضد بشر سوژه برای کشتار هم مذهبان مظلوم خویش ساخته ناخواسته و ندانسته در این فاجعه شریک می شویم. چرا ما از سر دم داران پلید تشیع انگلیسی منحرف خرده می گیریم ولی در مقابل رفتارهای خرد ستیز آنان که در تضاد با هشدارهای قرآن بنام مذهب در دستگاه های تبلیغاتی گمراه کننده ی طویل و عریض خود عرضه می شوند عالمانه با کمک قرآن و عقل به رسوا سازی دین و مذهب فروشی آنان نمی پردازیم و متاسفانه خود نیز در موارد بسیار در رسانه های خویش با غفلت از حقیقت دین و مذهب پیرو این گمراهی می شویم و درک نمی کنیم که صاحبان این من در آوردیها دین و مذهب ما را بازیچه خود قرار داده و در جهان اسلام همواره و پیوسته بد نام و منفور می سازند و مزد این کار پلید خود را از اربابان کافر خویش می ستانند. تنها رجوع و پایبندی و عمل جدی و صادقانه به شناختهای فرهنگ اصیل دین داری قرآنی با کمک اصول استدلال عقلی می تواند بشریت را به سعادت و بهروزی برساند. منقولات غیر قرآنی منسوب به دین و مذهب نیز با حاکمیت و نظارت ملاک و معیارهای این شناختها و هم گنی و هم آهنگی با این شناختها مشروعیت می یابند ، و ناهمگنی و ناهم آهنگی این منقولات با شناختهای قرآنی مشروعیت این منقولات را ساقط و بی اعتبار و بی ارزش می سازد.

دیدگاه جدیدی بگذارید

پیوند خود را برای انعکاس معرفی کنید

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
^
>