جمعه 29 دى 1396 - 02:26
کنش‌های آسیب‌زای یاران احمدی‌نژاد ادامه دارد
شب آزادی بقایی، گویی فاز جدیدی از رویارویی سه ضلعی احمدی‌نژاد، بقایی و مشایی با نظام کلید خورد. احمدی‌نژاد و یارانش آمده‌اند تا با اپوزیسیون شدن، در فضای سیاسی زنده بمانند.
ارسال زمانبندی شده: 
شنبه, 16 دى, 1396 - 18:00

به گزارش عمارنامه،  «زنبیل قرمز»، «بست‌نشینی» و «خشونت کلامی» اصلی‌ترین مؤلفه‌های کنش سیاسی حلقه یاران احمدی‌نژاد است. پس از پیگیری‌های قضایی پیرامون اقدامات حمید بقایی، کنشگران سیاسی موسوم به احمدی‌نژادی-بهاری وضعیت کشور را بحرانی بازنمایی کردند. پس از رخدادهای ناگوار آشوب خیابانی در سطح چند شهر کشور، سؤال جدی نسبت‌سنجی میان ارتباط حلقه نزدیک احمدی‌نژاد و آشوب‌های خیابانی در بین تحلیلگران سیاسی طرح شد، اما پس از گمانه‌زنی جعفری رنگ و بوی جدید پیدا کرد.


فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره سخنان برخی مسوولان استان خراسان رضوی مبنی بر دخالت جریان منسوب به یکی از مسوولان سابق در آغاز این تجمع و اعتراض در مشهد و سرایت به دیگر شهرهای کشور، اظهار داشت:‌ «این موضوع با فراخوان یکی از سایت‌هایی صورت گرفت که وابسته به شخصی است که این روزها زبان به مخالفت‌خوانی نسبت به اصل و ارزش‌های نظام گشوده است. نیروهای امنیتی درحال بررسی این مساله هستند و اگر به دخالت این مسوول سابق برسند قطعاً متناسب با وضعیت و درخواست ناجا با او برخورد خواهند کرد.»

ضرب‌الاجل‌های تهمت
بر پایه گزارش صبح نو، اما آقای محمود احمدی‌نژاد پس از ناکامی حضور در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، حجم حملات کلامی خود را نسبت به قوه قضاییه افزایش داد. او مدعی است که «عده‌ای عليه خادمان پاك پرونده‌سازي می‌کنند و اصرار دارند راه خدمتگزاري و پاكي را مسدود كنند. دائماً تهمت می‌زنند و افترا مي‌بندند.» به همین دلیل اعتراضات خود را نسبت به رفتار قوه قضاییه بیان می‌کند. در دوم آذر بود که قوه قضاییه را به «نقض قانون اساسی» متهم کرده و گفته بود: «اگر قرار بود دیکتاتوری قوه قضاییه داشته باشیم انقلاب نمی‌کردیم.»

احمدی‌نژاد با شکوه از رفتارهای طاغوتی در کشور از «خطر برای کل کشور» خبر داد و اظهار داشت: «به یکی از بچه‌هایی که در این قضیه هست می‌گویند بیا همکاری کن تا تخفیف بدهیم. خیلی بد است که یعنی بیا علیه آقای بقایی یک چیزی بگو. ما انقلاب کردیم که قوه قضاییه این طوری بشود؟... ته حرفشان این است که تمام مملکت را بدهید دست من تا درست شود. خب اینکه حرف هر طاغوتی هست و هر دیکتاتوری همین حرف را می‌زند.» وی همچنین گفت: «قوه قضاییه اختیاراتش فوق‌العاده است و حتی از رهبری هم بیشتر است. تنها قوه‌ای است که هیچ نظارتی بر آن نیست... عملکرد قوه قضاییه یک سیر کاملاً نزولی دارد. الان کل کشور در خطر است و امیدی به اجرای عدالت نیست.»
دمیدن بر راهبرد وجود «خطر تمام عیار برای کل کشور» در نامه‌ای به محضر مقام معظم رهبری نیز مشهود بود؛ به نحوی که آقای احمدی‌نژاد در این نامه نوشت: «به‌رغم سعی وافر و مستمر حضرتعالی برای امیدبخشی به عموم مردم، متاسفانه، شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است. اعتماد عمومی به صداقت و توانایی برخی مدیران ارشد و دستگاه‌های گوناگون برای مدیریت بحران و عبور دادن کشور از این شرایط، مدت‌هاست از خطوط قرمز عبور کرده و به صفر نزدیک شده است و رسانه ملی نیز که مسوولیت بسیار خطیری در این رابطه بر عهده دارد، خود از وضعیت مشابهی رنج می‌برد.»

محمود احمدی‌نژاد با تکرار «دروغ‌های شاخ‌دار» ضدانقلاب در قبال قوه قضاییه، هجمه‌ها و تهمت‌های خود به رییس قوه قضاییه را در بست‌نشینی حلقه خود استمرار داد و پس از آن با ضرب‌الاجل ۴۸ ساعتی خواهان استعفای آیت‌الله صادق لاریجانی شد. احمدی‌نژاد به همین سطح از تهاجم اکتفا نکرد و در متن وضعیت دستگاه قضایی‌، اقدامات آنان را «سیاسی» دانست و در همین راستا نوشت: «‌امروزه این باور در جمع کثیری از مردم وجود دارد که برخی از برخوردهای قضایی صرفاً از موضع سیاسی و برای برخورد با مخالفان سیاسی مقامات قضایی و یا بستگان آنان یا همکیشان سیاسی آنها  یا برای ایجاد توازن در رقابت‌های بین جریان‌های سیاسی کشور انجام می‌شود.

مشایی؛ مبارزان به پیش!
شب آزادی بقایی، گویی فاز جدیدی از رویارویی سه ضلعی احمدی‌نژاد، بقایی و مشایی با نظام کلید خورد. احمدی‌نژاد و یارانش آمده‌اند تا با اپوزیسیون شدن، در فضای سیاسی زنده بمانند.

بقایی که بعد از زندان تلاش زیادی برای مظلوم نمایی داشت، ساعاتی بعد از آزادی از اوین اتهامات سنگین و عجیبی را متوجه قوه قضاییه کرد و حتی بدتر از آن آرزوی سرنگونی می‌کند. آرزویی که با «ان‌شاالله» گفتن جمعی که او را احاطه کرده‌اند همراه می‌شود.

آرزوی سرنگونی که بقایی برای مسوولان دستگاه قضایی کرد و گفت سخنگوی قوه قضاییه [بیخود] کرده به او اتهام دروغ می‌زند، در مسیر این تصویرسازی بود.

 مشایی هم آنجا که از پایان دوران ترس و شروع دوران گفتن حقیقت گفت و افزود آماده پرونده، مجازات و مرگ هستیم، یادآوری کرد بقایی آماده شهادت بود و او را با بابی ساندز، مبارز ایرلندی مقایسه کرد و در نهایت مردم را به قیام دعوت کرد، بزرگنمایی همین تصویرسازی بود.

از اعتراض بقایی به وضعیت زندانیان تا آنجا که مشایی، بقایی را نماد مبارزه با ظلم، فساد و ریا دانست و خواستار برگزاری رفراندوم و نظرخواهی درباره نحوه اداره کشور شد، انتقاد تمام عیار از وضع موجود را نشان می‌داد. وضعی که مدعی هستند می‌توانند بهترش کنند، توسط احمدی‌نژادی که به تعبیر بقایی مأمور و نیروی امام زمان است. «یقین دارم که فرجام ظلم نزدیک است»، «عاشقان به هوش! مبارزان به پیش!» و «در جمهوری اسلامی با ظلم آشکار مواجهیم» گزاره‌های مرد مرموز جریان انحرافی است. اسفندیار رحیم مشایی پس از احضار به دادسرا در جملاتی هدفدار اظهار داشت: «اگر خواستید اعدام کنید، خیابان پاستور؛ اما اگر خواستید شلاق بزنید آدرس دیگری به شما می‌دهم؛ من آماده‌ام! بهترین جا برای شلاق، میدان انقلاب است!» نزدیک‌ترین یار فکری محمود احمدی‌نژاد، راهبرد موجود «خطر تمام عیار برای کل کشور» را استمرار داد و اظهار داشت: «آنچه که مایه تأسف بسیار است، اوضاع نابسامان داخلی از جهت مادی و معنوی است.  یار همیشگی احمدی‌نژاد به همین سطح از سخنان ساختارشکن اکتفا نکرد و مدعی تکاپو برای نابودی «صدای مخالفت با ظلم و فساد و ستم» در کشور شد.

از سوی دیگر اکبر جباری از نزدیکان سیاسی بست‌نشینان، در هنگامه آشوب‌های خیابانی خواهان تغییر قانون اساسی از سوی یکی از نهادی‌های نظامی کشور شد و این پیشنهاد همسو با خط دروغین افشاگری رسانه ضدانقلاب برای تصمیم نهادهای انقلابی در چگونگی پایان آنچه اعتراضات سراسری می‌نامند، طرح شد.

بحران‌نمایی کشور
در چند ماه اخیر، اظهارات و اقدامات محمود احمدی‌نژاد و نزدیکان سیاسی او، ماهیت ساختارشکنانه داشته است. بی‌اعتنایی احمدی‌نژاد به توصیه‌ رهبری مبنی بر عدم نامزدی، معرفی کردن قوه‌ قضاییه به‌عنوان مسوول جان بقایی (در بیانیه‌ احمدی‌نژاد پس از دستگیری بار دوم)، اعلام عدم امکان اجرای عدالت توسط قوه‌ قضاییه و نقض آشکار قانون توسط این قوه، اعتصاب غذای بقایی در زندان، درخواست قیام مردم از سوی مشایی و اخطار سرنگونی. این‌ها از جنس سخنان جای گیرنده در گفتمان جمهوری اسلامی نیست  و تنها بخشی از اقدامات تیم احمدی‌نژاد در قالب رفتارهای اپوزیسیونی است. آنان با پیش‌فرض فروپاشی عدالت اجتماعی و سپس عدالت قضایی و تکرار «دروغ‌های شاخ‌دار» دشمن برای ناامیدسازی ملت، وضعیت «بحرانی» را برای شهروندان ایرانی ترسیم کردند. بازنمایی بحران در کشور روندی بحران‌ساز و بستری برای شکل‌دهی به آشوب خیابانی است. در این شرایط باید منتظر اقدامات بعدی این حلقه بحران‌ساز در کشور باشیم.

 

 

 

 

دیدگاه‌ها

اولا اصل تجمعات اخیر درست بود و ماهها پیش شروع شده است. منتهی گوش شنوایی نیست. فقط وقتی ضد انقلاب از تحمعات سوء استفاده کرد عده ای از افراد ان شاء الله بی بصیرت یادشان آمد که احمدی نژاد هم معترض بوده ! خود بدبخت علم الهدی هم معترض بوده! اصلا کی معترض نبوده؟ اما نه احمدی نژاد و نه علم الهدی و نه دیگر مردم را به شعارهای ساختار شکن و یا آشوبگری دعوت نکردند. این دو نفر اتفاقا با هم دشمن هستند! ثانیا اگر مردی سند ارائه کن. ما هر چه از این خاندان لاریجانی که آزادانه به هر کس عشقشان بکشد اتهام می زنند می خواهیم سند برای حرفقهایشان ارائه کنند هیج سندی ارائه نمی کنند. دادگاهها هم که غیر علنی است. خوب سند ارائه کنید تا همه بدانیم مشایی چه کاره است. تا کی از موضوع قلدری می گویید فلانی مجرم است چون من ادعا می کنم! ثالثا رهبری به خیلی ها پست و مقام داده و خیلی ها هم خراب درآمدند. مگر خون رهبری از امام علی علیه السلام رنگینتر است که منصوب شده او شد اشعث بن قیس و فسادش رو شد؟ چرا خیال کرده اید هر کس را رهبری منصوب کرد باید کورکورانه تایید کنید و هر ظلمی کرد را توجیه کنید؟ رابعا مشکل از قانون اساسی است. آری. سیستم دموکراسی از ابتدا با ولایت فقیه سازگار نبود و نمی تواند هم باشد. چون رییس جمهور یک شخصیت سیاسی است برای کسب آرای بیشتر دست به اقداماتی می زند که خلاف اسلام است تا عده ای افراد بی دین را جذب کند. حال آنکه رهبری موظف به هدایت مجموعه جاکمیت در چارچوب اسلام است. اما در زمان احمدی نژاد قضیه حتی برعکس شد. احمدی نژاد به زور می خواست عدالت را اجرا کند حال آنکه این عدالت سبب سرخوردگی و ناراحتی گنده لاتهای نظام است . منجر به شورش آنها می شود که رهبری مصلحت نمی داند. فقط در قضیه حضور جاسوس در معاونت وزارت اطلاعات که به عزل مصلحی و اتفاقات بعدی منجر شد معلوم شد که همه نظام از چپ و راست دستشان با جاسوس عزیز در یک کاسه است. جاسوس محترم در اردیبهشت 92 اعدام شد. ضمنا نیروی کلیدی تربیت کردن و... حرف مفت است. نمونه نیروهایی که تربیت کردید ظریف و رمضان زاده بود. تحویل بگیرید.

دیدگاه جدیدی بگذارید

پیوند خود را برای انعکاس معرفی کنید

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
^
>