روحانی وزرا را به دو دسته «ناامیدان» و «امیدواران» تقسیم کرده و حالا باید منتظر بود و دید که آیا ناامیدان دولت را ترک خواهند گفت و زلزله ای در دولت به همین خاطر به وجودمی آید یا خیر.
ارسال زمانبندی شده: 
سه شنبه, 11 ارديبهشت, 1397 - 15:06

به گزارش عمارنامه،  دو سخنرانی اخیر رئیس جمهور که در آن تعدادی از وزرا را به چالش کشید، گمانه زنی‌هایی را در رسانه‌های مختلف بوجود آورده است که گویا تغییراتی در کابینه دولت دوم روحانی در راه است.


روحانی وزرا را به دو دسته «ناامیدان» و «امیدواران» تقسیم کرده و حالا باید منتظر بود و دید که آیا ناامیدان دولت را ترک خواهند گفت و زلزله ای در دولت به همین خاطر به وجودمی آید یا خیر. پیشتر پایگاه خبری تحلیلی جهان نيوز با توجه به اینکه رئیس جمهور به انتقاد از کابینه خود اقدام کرده و شرایط دولت در یکسال اول خود چندان مطلوب نیست و انتقادات بسیاری نسبت به عملکرد آن وجود دارد، پیشنهاد ترمیم کابینه را به دولت داده بود.

در ادامه به نظر می‌رسد بایستی به تغییرات ملموس در کابینه نیز فکر کرد و وزرا و مسئولانی که چندان نمود مثبتی ندارند را برای رسیدن به نقطه مثبت تغییر داد.

در ادامه به برخی از وزراتخانه ها و افراد مسئولی که شاید انگیزه و امید زیادی به کار ندارند، اشاره می شود.

عباس آخوندی؛ وزیری که سه بار استیضاح شد

«عباس آخوندی» وزیر است که سه بار استیضاح شده است هر بار زور مخالفانش در مجلس به وی نچربیده است و او توانسته در پست خود بماند. آخوندی وزیری است که در کار خود با روحانی هم بر سر مسائل مربوط به مسکن که بیشتر در حوزه بافت‌های فرسوده است اختلاف نظر دارد. اختلاف نظری که باعث شد رئیس جمهور، «اکبر ترکان» را به عنوان مشاور عالی خود در بافت فرسوده منصوب کند و این موضوع باعث چالش بیشتر ترکان و آخوندی که هر دو از نظر رفتار سیاسی صریح  هستند، شد. اتفاقاتی مانند حادثه قطار تبریز مشهد که در سمنان رخ داد و صحبت های وی درباره «بیمه مسافران» بسیاری از مردم را منتقد جدی او کرده است. البته دفاع روحانی در مجلس از آخوندی هم چندان دفاع جانانه ای نبود و روحانی سعی کرد قول و قرارهایی با نمایندگان ملت از جانب آخوندی بگذارد که از نظر مجلسی ها چندان این وعده ها اجرایی نشد که وی را در اسفندمان سال 96 برای استیضاح به مجلس کشاند، هر چند آخوندی دوباره توانست در این سمت باقی بماند.

مولاوردی؛ معاونی که سقوط کرد

«شهیندخت مولاوردی» که در دولت یازدهم معاونت امور زنان و خانواده را بر عهده داشت، نحوه مدیریت پرحاشیه‌اش چالش‌های فراوانی در این عرصه داشت. وی با سیاسی کردن حوزه زنان و پرداختن به این عرصه با نگاه سیاسی نه تنها نتوانست قدم چندان مثبتی برای زنان بردارد بلکه پیشتر از پیش با حاشیه‌هایی که به وجود آورد اصل وجودی معاونت خود را به محاق برد. در این چالش ها حتی علما نیز نسبت به برخی از امور انحرافی در معاونت زنان انتقاد کردند. وی در دولت دوازدهم به عنوان دستیار رئیس جمهور در حقوق شهروندی امور کار در این حوزه را در دست گرفت. مولاوردی اما به سبب تغییرات دولت و کم شدن سهم زنان در مدیریت اجرایی انتقادات را مطرح کرده است. مولاوردی به جای کار ایجابی در این عرصه نیز بیشتر به اتفاقات تلخ به طورواکنشی عمل می کند.مسائلی چون اسید پاشی و قتل کودکان و فیلم برخورد مامور گشت ارشاد با یک دختر ازجمله این موارد بوده است.

ولی الله سیف: وقتی قیمت ارز تقصیر شبکه های مجازی و دلالان است

وضعیت ارز اوج ناامیدی را به کشور تزریق کرد. افزایش سرسام آور قیمت دلار در اوایل سال 97 برای کسبه و تجار و امور اقتصادی کشور به عنوان یک بحران تلقی شد. بسیاری از واحدهای تولیدی و تجاری با افزایش روزانه قیمت دلار دست از کار کشیدند و تنها نظاره‌گر سیر صعودی قیمت ها بودند؛ چراکه کسادی کار را بر ضرر و زیان ناشی از این امر ترجیح می دادند. در این حیطه بانک مرکزی افزایش بی رویه دلار را به گردن دلالان و شبکه های مجازی می انداخت. شرایط با اقدام جهانگیری که بیان کرد دلار از نظر دولت « 2400» تومان است کمی بهبود یافت، اما بعد اقدام دستوری دولت همه به دنبال دلاری می گشتند که در بازار وجود نداشت و لطیفه ها و طنزهایی درباره دلار جهانگیری ساخته شد.

البته هنوز اختلافاتی بر سر قیمت دلار میان کارشناسان بانک مرکزی و دولت وجود دارد و برخی منابع خبری اعلام کرده‌اند نرخ دلار در بازار آزاد یا همان قاچاق 5500 تومان است اما دولت این قیمت را به رسمیت نمی‌شناسد و آن را قاچاق می‌داند. برخی هم بر این عقیده هستند که افزایش قیمت دلار بیشتر به معنای کاهش ارزش ریال است و در این حیطه بایستی اقدامات لازم انجام گیرد و مدیریت و برنامه جدی برای بازار نابه سامان ارز در کشور و بهبود وضعیت بانک ها که برخی از آنها وضعیت خوبی ندارد، صورت گیرد. 

حاشیه دست از سر سازمان محیط زیست بر نمی دارد

سازمان محیط زیست کشور امروزه از جمله سازمان‌هایی است که کار مهم و حیاتی بر عهده دارد. تقریبا با بحران های زیست محیطی اهمیت مدیریت در این سازمان بیشتر جلوه می کند. «عیسی کلانتری» که به جای « معصومه ابتکار» بر صندلی وی تکیه زد، از ابتدای ورود به این حوزه جنجال ساز شد. کلانتری با تاکید بر مدیریت آب بیان داشته که محور مدیریت وی در این سازمان آب است. دوقطبی یوز ایرانی و آب که کلانتری به آن اشاره کرده و فعالان محیط زیست و طرفداران حیوانات در حال انقراض را حساس کرد یکی از این چالش‌ها بود. البته در مورد توجه وی به مدیریت آب نیز حرف و حدیث های فراوانی وجود دارد. گفته می شود بسیاری از مشکلاتی که در حوزه آب وجود دارد در زمان مدیریت وی بر وزارت کشاورزی زمان مرحوم هاشمی بود که این روزها این زخم سرباز کرده است.

کلانتری در زمان دولت اول و دوم هاشمی رفسنجانی وزیر کشاورزی بود و در سه سال اول دولت اصلاحات همین سمت را بر عهده داشته تا اینکه دو وزارتخانه کشاورزی و جهاد سازندگی با هم ادغام می شود و وی وزارت را رها می‌کند و کارشناسان محیط زیست مطرح می‌کنند که در زمان وزارت او بوده که سدسازی‌های بی‌رویه انجام شده و منابع آبی کشور بیهوده تلف شده است، حالا مدعی است و دیگران را مورد نکوهش و انتقاد شدید قرار می دهد و می‌گوید:‌

« ما خودخواه‌ترین نسلی هستیم که در طول ٧ هزار سال در این سرزمین زیسته است اگر هر دشمنی در این سرزمین حاکم می‌شد این رفتار را با منابع طبیعی انجام نمی داد باید بپذیریم یوزپلنگ ایرانی هم مثل بسیاری از گونه‌های از بین رفته، محکوم به نابودی است.»

در همین رابطه، روزنامه اصلاح‌طلب شهروند در گزارشی با انتقاد از سخنان عیسی کلانتری می‌نویسد:‌«زمانی تلاش برای رسیدن به خودکفایی در محصولات کشاورزی از بزرگترین افتخارات کلانتری بود و حالا او یکی از منتقدان این سیاست شده و از ورشکستگی آبی و سکوت انجمن‌های کشور می‌گوید. در حالی ‌که به اعتقاد تعداد زیادی از فعالان محیط‌زیست، پیش از این نبود نگاه علمی در برنامه‌ریزی‌ها ازجمله در سدسازی‌های بی‌رویه، بخش عمده‌ای از منابع آبی کشور را از بین برده، رئیس سازمان محیط‌زیست مدتی است به خطاهایی اعتراف می‌کند که در دهه‌های گذشته شرایط امروز را به ارمغان آورده است: خشکیدن تالاب‌ها، از بین‌رفتن رودخانه‌ها، فرونشست دشت‌ها، افزایش گرد و غبار و.... »
 
از این رو بیم آن می رود که مدیریت حاشیه ساز و بدون برنامه‌ای که قبلا تجربه تلخی به وجودآورده است اینبار کار را بدتر کرده و منابع بیشتری را هدر بدهد. موضوع جاسوسان محیط زیستی نیز در این حیطه چالش دیگر سازمان محیط زیست کشور است. کاوه مدنی که اخیرا از کشور خارج شد و عکس های غیر اخلاقی اش در فضای مجازی منتشر شد بر حسب اتفاق با موضوع مدیریت آب به کشور آمد و کلانتری وی را به کار گرفته بود. به نظر می رسد عدم کارشناسی درست در این زمینه حتی به نفوذ جاسوسان نیز در حیطه محیط زیست گرایش یافته است.
 
وزیر اطلاعات: از دو تابعیتی ها و بی گناه نامیدن جاسوس

محمود علوی، از جمله وزرای دولت روحانی است که پا به سن گذاشته است. وی 64 سال سن دارد. شاید همین امر سبب شد تا پیش از سخنرانی پیش خطبه های نماز جمعه تهران وی کسالت پیدا کند. البته چالش جدی وزیر اطلاعات کهولت سن و ضعف جسمی نیست. وی در ماجرای مهم جاسوسی «دری اصفهانی» مواضع قابل تاملی اتخاذ کرد. در مورد «دری اصفهانی» درحالی که قوه قضائیه وی را محکوم شناخته بود در موضعی خاص بیان داشت که وی را به عنوان جاسوس نمی شناسد. درحالی که قوه قضائیه مطرح کرده است که جاسوس یا غیر جاسوس بودن افراد را این قوه مشخص می کند. از سوی دیگر موضوع دوتابعیتی ها بویژه با مسئله کاوه مدنی بازهم در وزارت اطلاعات پررنگ شد. در این حیطه قبلا از وزیر اطلاعات سئوال پرسیده شده بود و وی بیان کرده بود که مدیر دو تابعیتی نمی شناسد و دولت در این زمینه حساس است.

نوبخت: سخنگویی که به آقای تکذیب معروف شد

سخنگوی دولت حاشیه های بسیاری دارد. از تکذیب برخی از موارد در سال گذشته تا امین و ذخیره نظام نامیدن مدیر نجومی مانند «صفدر حسینی». نوبخت که چندین مسئولیت در دولت دارد و همزمان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور است، دبیرکلی حزب اعتدال و توسعه را نیز برعهده دارد. وی چندی پیش درباره افزایش نرخ ارز بیان کرده بود که « علت این افزایش نرخ ارز سیاسی بود، در واقع تلاش دشمنان ما نیز بر همین مساله بود.» وی همچنین در مقابل سلبریتی هایی که به دولت انتقاد داشتند و کمپین پشیمانیم به راه انداختند با صراحت بیان داشت که اصلا « اینها کی رای دادند که پشیمان شدند.» او چندی پیش از تلاش های روحانی برای رفع حصر سخن گفته بود و استفاده شهروندان از پیام رسان های خارجی را حق شهروندی آنان دانسته بود. از دیگر سخنان جنجالی آقای سخنگو می توان به وعده او برای ایجاد شغل در سال جاری تا میزان «یک میلیون و سی و سه هزار فرصت شغلی» سخن گفت.

این درحالی بود که در انتخابات سال 96 جهانگیری و روحانی در مقابل وعده انتخاباتی قالیباف عنوان کردند که ایجاد یک میلیون شغل در سال موضوع غیر قابل اجرایی است. جهانگیری در این باره گفته بود: «کسی که بگوید چند میلیون شغل ایجاد می کنم، معلوم است که می خواهد مردم را فریب دهد!» البته سخنان دوپهلو و بعضا وعده‌های که سخنگو داده و به آن عمل نشده انتقادات زیادی را متوجه او کرده است، تا جایی که تاریخ نگاری مانند «خسرو معتضد» درباره وی می گوید: «هیچ سخنگوی دولتی از 100 سال گذشته تاکنون مانند نوبخت مبهم حرف نزده است.» شاید یکی از علل ناامیدی مردم همین وعده دادن ها و تکذیب های متعدد بود که سخنگوی دولت در آن نقش داشت.

مدیریت واکنشی ابتکار در دولت دوازدهم 

معصومه ابتکار در دولت دوازدهم ریاست سازمان محیط زیست کشور را بر عهده داشت و این سمت با جنجال های فراوانی روبرو شد. او که پیش از این 8 سال در دولت اصلاحات همین سمت را بر عهده داشت اینبار با انتقادات فراوانی نسبت به نحوه مدیریتش در یکی از حیاتی ترین سازمان‌های کشور قرار گرفت. انتقاد مردم استان های جنوبی در خصوص ریزگردها و همچنین از دست رفتن دریاچه ارومیه و تالاب های مختلف و آلودگی تهران از جمله مواردی بود که روحانی را بر آن داشت تا این سمت را در دولت جدیدش به فرد دیگری بسپارد و ابتکار از سازمان محیط زیست کشور به معاونت امور زنان و خانواده نقل مکان کرد. وی در این پست کمتر در مرکز توجه قرار دارد و به گونه ای به محاق رفته است و تنها شاهد مدیریت واکنشی وی درباره برخی حوادث حوزه زنان و خانواده در زمان مدیریت ابتکار هستیم.

وزیری که طرحش شکست خورد 

گفته می شود وزیر بهداشت در چند جلسه اخیر هیئت دولت حضور نداشته است. پیشتر جهانگیری از مدیران بی انگیزه ای در دولت سخن گفته بود. شاید بتوان قاضی زاده را یکی از این مدیران نامید. او در آخرین روزهای دولت یازدهم نیز به‌صراحت می‌گفت که در دولت آینده نخواهد بود و نمی‌تواند به وزارت خود ادامه دهد!‌ برخی از طرح هایی که وی در حوزه سلامت داده بود نیز با شکست مواجه شد. «طرح تحول سلامت» یکی از طرح هاست. این طرح تا جایی مورد انتقاد قرار گرفت که « مسعود پزشکیان»، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در کنگره فوق العاده انجمن اسلامی معلمان گفت:  «من از زمان اجرای طرح تحول سلامت گفتم که این کار از نظر علمی و تجربی غلط است. حالا این طرح ۱۶ هزار میلیارد تومان کسری دارد و حتی وقتی که کل پول را دریافت می‌کنند ناراضی هستند، علتش بی عدالتی است.» برخی مانند فاطمه هاشمی نیز این طرح را تبلیغاتی نامیدند و تسهیلات آنرا دورغ خواندند. قاضی زاده در مقابل منتقدان چندان شکیبا نیست و حتی اخیرا رسانه‌های منتقد خود را بیمار خوانده است.

 منبع: جهان

 

 

 

 

دیدگاه جدیدی بگذارید

پیوند خود را برای انعکاس معرفی کنید

عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
^
>